تبليغاتX
زیر این آبی آرام بلند
 

بانوی بامدادی ام ضجه می زند:

عاشقانه ها بر دلم مانده اند....



+ نوشته شده توسط ماه لی لی در شنبه 16 آبان1388 و ساعت 7:37 |
 

مشت میکنم خودم را تا همیشه دانش آموز باشم...

+ نوشته شده توسط ماه لی لی در سه شنبه 12 آبان1388 و ساعت 7:58 |
 

 کم آورده ام بی تو...

مدام منگنه می کنم خودم را به خاطرات موهای نکشیده ای که در نگاه گارم زنگیت..غرق غریق رویا می شد...

+ نوشته شده توسط ماه لی لی در چهارشنبه 6 آبان1388 و ساعت 11:47 |

 خورشید رنگ از رخ کدام مهتاب گرفته است؟....................................

+ نوشته شده توسط ماه لی لی در چهارشنبه 29 مهر1388 و ساعت 15:6 |


آه...نفس میکشم..

آه نفس میکشم!!

+ نوشته شده توسط ماه لی لی در پنجشنبه 9 مهر1388 و ساعت 15:42 |
 

حواسم خواب مانده است انگار

از هجوم زخمی تکرار...

+ نوشته شده توسط ماه لی لی در چهارشنبه 1 مهر1388 و ساعت 17:19 |
 

آکنده ام

چو تردید ابر

بر بلندای موج پیر...

خورشیدخسته

بر کفاب ذهن یاغیم

چه زود غروب می کند...!

+ نوشته شده توسط ماه لی لی در شنبه 21 شهریور1388 و ساعت 7:47 |
 

چه می شد

عطر سیب / طعم زندگی

ترکهای گس سفال نداشت؟

چه می شد اگر خدا

دختری چهارده ساله بود

از من این همه سئوال نداشت؟

+ نوشته شده توسط ماه لی لی در شنبه 14 شهریور1388 و ساعت 7:51 |